|
|
|
|
|
شب چله»(یلدا) یا جشن زایش مهر، درازترین شب سال و شب زادن دوباره ی خورشید و آغاز فصل زمستان است که یادگاری هفت هزار ساله و ارزشمند از نیاکان فرهیخته ی مان به شمار می آید. ایرانیانی که هزاران سال پیش دریافتند که گاهشماری بر پایه ی ماه نمیتواند گاهشماری درستی باشد. پس به پژوهش درباره ی حرکت خورشید پرداختند و گاهشماری خود را بر پایه ی آن قرار دادند. ایشان حرکت خورشید را در برجهای آسمان اندازهگیری کردند و برای هر برجی نام خاصی گذاشتند و دریافتند هنگامی که برآمدن خورشید با برآمدن برج «بره» در یک زمان باشد، بهار است و دریافتند که در ابتدای پاییز و بهار روز و شب برابر است و در ابتدای تابستان روز بلندتر از شب است. ایرانیان باستان گاهشماری خود را بر اساس چله (چهل روز) تقسیم کردند و 9 چله (ماه) داشتند. می دانیم که در فرهنگ ایرانیان عدد چهل مانند عدد هفت و دوازده قداست خاصی دارد. واژههای «چله نشستن»، «چل چلی» و در طبرستان واژههای «پیرا چله، گرما چله» نشانه ی اهمیت این عدد در میان فرهنگ ایرانی است. امروزه برخی به اشتباه بر این گمانند که مراسم شب چله برای رفع نحوست بلندترین شب سال برگزار میشود، اما میدانیم که در باورهای کهن ایرانی هیچ روز و شبی، نحس و بد یوم شناخته نمیشده است و جشن شب چله، همچون بسیاری از آیینهای ایرانی، ریشه در رویدادی کیهانی دارد.
آیین های برگزاری جشن شب چلهایرانیان همواره شیفته ی شادی و جشن بوده اند و این جشن ها را با روشنایی و نور می آراستند. آن ها خورشید را نماد نیکی می دانستند و در جشن هایشان آن را ستایش می کردند. در درازترین و تیره ترین شب سال، ستایش خورشید نماد دیگری می یابد. مردمان سرزمین ایران با بیدار ماندن، طلوع خورشید و سپیده دم را انتظار می کشند تا خود شاهد دمیدن خورشید باشند و آن را ستایش کنند. شب چله در آیین مهرهمان گونه که در پیش آمد، شب چله زاد روز ایزد مهر یا میترا است. نخستین روز زمستان به نام «خوره روز» (خورشید روز)، روز تولد مهر و نخستین روز سال نو بشمار میآمده است و امروزه کارکرد خود را در تقویم میلادی که ادامه ی گاهشماری میترایی است و حدود چهار سده پس از مبدا میلادی به وجود آمده، ادامه میدهد. کیش مهر (میتراییسم) تاثیر گذارترین آیینی است که پس از مهاجرت آریاییان در زمان فریدون به اروپای کنونی رفت و ردپای آن را در همه ی ادیان جهان می توان مشاهده کرد. نخستین روز زمستان در نزد خرمدینانی که پیرو مزدک، قهرمان بزرگ ملی ایران بودهاند (که هنوز هم حامیان سرمایهداری لجام گسیخته اندیشههای عدالتجویانه او را سد راه منافع طبقاتی خود میدانند) سخت گرامی و بزرگ دانسته میشد و از آن با نام «خرم روز» یاد میکرده و آیینهایی ویژه داشتهاند. این مراسم و نیز سالشماری آغاز زمستانی هنوز در میان برخی اقوام دیده میشود که نمونه آن تقویم محلی پامیر و بدخشان (در شمال افغانستان و جنوب تاجیکستان) است. همچنین در تقویم کهن ارمنیان نیز از نخستین ماه سال نو با نام «ناواسارد» یاد شده است که با واژه اوستایی «نوسرذه» به معنای «سال نو» در پیوند است. منبع : http://www.aariaboom.com |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه سی ام آذر 1388ساعت توسط m_ali
|
|
||
|
|
|
|
|
برابر با شب آخرین چهارشنبه ی سال جشنی به نام «چهارشنبه سوری» یا «جشن شب سوری» در سراسر سرزمین های ایرانی همراه با آتش افروزی و پریدن از روی آن و مراسمی ویژه برگزار می شود. «دل هر ایرانی آتشکده ای است»ابراهیم پور داوود پیشینه ی جشن چهارشنبه سوریاز دیرباز تا کنون، آتش در نزد ایرانیان از ارزش و جایگاه خاصی برخوردار بوده است و بیشتر جشن ها و آیین ها پیوند نزدیکی با آتش داشته و دارند. گمان می رود که جشن چهارشنبه سوری نوع تغییر یافته ای از گاهنبار «همس پت میدیم گاه» ششمین و آخرین گاهنبار سال است. بخش نخست این واژه یعنی «همس» از «هم» به معنی گرما و تابستان در زبان اوستایی گرفته شده است و واژه ی همس پت میدیم روی هم به معنی برابر شدن روز و شب و آغاز گرما است و این گاهنبار در روز نخست پنجه ی پایان اسفندماه برگزار می شده است. در هیچیک از متون باقیمانده ی پیش از اسلام اشاره ای به جشن چهارشنبه سوری نشده است. در اوستا، کتیبه های عیلامی، هخامنشی، اشکانی و ساسانی و نیز در متون پهلوی و حتی در روایت های مورخان یونانی درباره ی ایران نیز درباره ی جشن چارشنبه سوری سخنی گفته نشده است.
در این روایت هرچند به صراحت به زمان برگزاری جشن اشاره نشده است، اما عبارت «هنوز سال تمام نشده بود» و نیز «شب سوری» گویا اشاره به مراسم چارشنبه سوری دارد که شاید در آن زمان، انجام مراسم در شب چارشنبه، تثبیت نشده بوده است. دومین متن کهن که اشاره ای هرچند غیر مستقیم به جشن چارشنبه سوری دارد، شاهنامه ی فردوسی است. در داستان بهرام چوبینه با «پرموده» پسر ساوه شاه آمده است که هنگامی که هر دو سپاه آماده ی رزم بودند، ستاره بینی بهرام را پند می دهد که : ستاره شمر گفت بهرام را که در «چارشنبه» مزن کام را
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387ساعت توسط m_ali
|
|
||
|
|
|
|
|
هرمزد روز از فروردین ماه برابر با یکم فروردین در گاهشماری ایرانی سر سال نو هرمز فرودین بر آسوده از رنج تن ، دل زکین نخستین روز از فروردین ماه برابر است با روز جشن بزرگ نوروز در اعتدال بهاری و آغاز فصل بهار. نوروز و آغاز سال نو، مناسبتهای جداگانهای هستند که با یکدیگر همزمان شدهاند. نوروز بزرگترين جشن ملى ايرانيان سابقه اى هزاران ساله دارد. از گذشته هاى دور آريايى هاى ساكن در فلات ايران روز اول سال و آغاز بهار را به برگزارى مراسم ويژه و توأم با سرور و شادمانى اختصاص مى دادند. برخى پژوهشگران ، ريشه تاريخى اين جشن را به «جمشيد پيشدادى» نسبت مى دهند و نوروز را «نوروز جمشيدى» مى خوانند. دكتر ميرزايى جامعه شناس در اين باره مى گويد: «يكى از نمودهاى زندگى جمعى، برگزارى جشن ها و آيين هاى گروهى است، گردهم آمدن هايى كه به نيت نيايش و شكرگزارى و يا سرور و شادمانى شكل مى گيرند. برهمين اساس جشنها و آيينهاى جامعه ايران را هم مى توان به سه گروه عمده تقسيم بندى كرد: جشن ها و مناسبتهاى دينى و مذهبى - جشن هاى ملى و قهرمانى و جشن هاى باستانى و اسطورهاى. جامعه ايران در گذشته به شادى به عنوان عنصر نيرو دهنده به روان انسان، توجه ويژهاى داشتند. آنها براساس آيين زرتشتى خود چهار جشن بزرگ و ويژه تيرگان ، مهرگان ، سده و اسپندگان را همراه با شادى و سرور و نيايش برگزار مى كردند. دراين بين نوروز بنا به اصل تازگى بخشيدن به طبيعت و روح انسان همچنان پايدار ماند. گرچه باتوجه به قانون تغيير پديده هاى فرهنگى ، نوروز هم ناگزير نسبت به گذشته با دگرگونى هايى همراه است. اهورامزدا(به معنى سرور دانا)،وهومن (انديشه نيك ) ،ارديبهشت (پاكى وراستى )،شهريور (شهريارى آرزو شده با كشور جاودانى )،سپندارمزد (عشق و پارسايى ) ،خرداد (رسايى و كمال ) وامرداد (نگهبان گياهان).اما در بسيارى از منابع تاريخى آمده است كه «هفت سين» نخست «هفت شين» بوده و بعدها به اين نام تغيير يافته است. بعدها در زمان ساسانيان هفت شين رسم متداول مردم ايران شد و شمشاد در كنار بقيه شين هاى نوروزى، به نشانه سبزى و جاودانگى برسر سفره قرارگرفت. بعد از سقوط ساسانيان وقتى كه مردم ايران اسلام را پذيرفتند، سعى كردند كه سنتها و آيينهاى باستانى خود را هم حفظ كنند. به هر روى خوراكىهاى خاصى بر سفره هفت سين مىنشينند كه عبارتند از: سيب، سركه، سمنو، سماق، سير، سنجد و سبزى (سبزه) سمنو: نماد زايش و بارورى گياهان است و از جوانه هاى تازه رسيده گندم تهيه مى شود. سيب: هم نماد بارورى است و زايش. درگذشته سيب را درخم هاى ويژه اى نگهدارى مى كردند و قبل از نوروز به همديگر هديه مى دادند. مى گويند كه سيب با زايش هم نسبت دارد، بدين صورت كه اغلب درويشى سيبى را از وسط نصف مى كرد و نيمى از آن را به زن و نيم ديگر را به شوهر مى داد و به اين ترتيب مرد از عقيم بودن و زن از نازايى رها مى شد. سنجد: نماد عشق و دلباختگى است و از مقدمات اصلى تولدو زايندگى. عده اى عقيده دارند كه بوى برگ و شكوفه درخت سنجد محرك عشق است! سبزه: نماد شادابى و سرسبزى و نشانگر زندگى بشر و پيوند او با طبيعت است. سماق و سير نماد چاشنى و محرك شادى در زندگى به شمار مى روند. اما غير از اين گياهان و ميوه هاى سفره نشين، خوان نوروزى اجزاى ديگرى هم داشته است: دراين ميان « تخم مرغ» نماد زايش و آفرينش است و نشانه اى از نطفه و نژاد. «آينه» نماد روشنايى است و حتماً بايد در بالاى سفره جاى بگيرد. «آب و ماهى» نشانه بركت در زندگى هستند. ماهى به عنوان نشانه اسفندماه بر سفره گذاشته مى شود. و «سكه» كه نمادى از امشاسپند شهريور (نگهبان فلزات) است و به نيت بركت و درآمد زياد انتخاب شده است. در هرصورت او پيروز است و نامش خجسته است و از نزد خدا مى آيد و خواهان نيكبختى است و با تندرستى و گوارايى وارد شده است و سال نو را به همراه آورده است
بن نوشتها :1. تاریخ نوروز و گاهشماری ایران باستان - عبدالعظیم رضایی منبع : http://www.aariaboom.com |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387ساعت توسط m_ali
|
|
||
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه شانزدهم دی 1387ساعت توسط m_ali
|
|
||
|
|
|
|
|
«شب چله»(یلدا) یا جشن زایش مهر، درازترین شب سال و شب زادن دوباره ی خورشید و آغاز فصل زمستان است که یادگاری هفت هزار ساله و ارزشمند از نیاکان فرهیخته ی مان به شمار می آید. ایرانیانی که هزاران سال پیش دریافتند که گاهشماری بر پایه ی ماه نمیتواند گاهشماری درستی باشد. پس به پژوهش درباره ی حرکت خورشید پرداختند و گاهشماری خود را بر پایه ی آن قرار دادند. ایشان حرکت خورشید را در برجهای آسمان اندازهگیری کردند و برای هر برجی نام خاصی گذاشتند و دریافتند هنگامی که برآمدن خورشید با برآمدن برج «بره» در یک زمان باشد، بهار است و دریافتند که در ابتدای پاییز و بهار روز و شب برابر است و در ابتدای تابستان روز بلندتر از شب است. ایرانیان باستان گاهشماری خود را بر اساس چله (چهل روز) تقسیم کردند و 9 چله (ماه) داشتند. می دانیم که در فرهنگ ایرانیان عدد چهل مانند عدد هفت و دوازده قداست خاصی دارد. واژههای «چله نشستن»، «چل چلی» و در طبرستان واژههای «پیرا چله، گرما چله» نشانه ی اهمیت این عدد در میان فرهنگ ایرانی است. امروزه برخی به اشتباه بر این گمانند که مراسم شب چله برای رفع نحوست بلندترین شب سال برگزار میشود، اما میدانیم که در باورهای کهن ایرانی هیچ روز و شبی، نحس و بد یوم شناخته نمیشده است و جشن شب چله، همچون بسیاری از آیینهای ایرانی، ریشه در رویدادی کیهانی دارد. شب چله در آیین مهر همان گونه که در پیش آمد، شب چله زاد روز ایزد مهر یا میترا است. نخستین روز زمستان به نام «خوره روز» (خورشید روز)، روز تولد مهر و نخستین روز سال نو بشمار میآمده است و امروزه ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در شنبه سی ام آذر 1387ساعت توسط m_ali
|
|
||
|
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه هجدهم آذر 1387ساعت توسط m_ali
|
|
||
|
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیستم آبان 1387ساعت توسط m_ali
|
|
||
|
|
|
|
|
علامه طباطبائى در علايم شب قدر مىگويد: روايات در معنى و خصايص و فضايل شب قدر بسيار است، در بعضى از آن روايات علامتهايى براى شب قدر ذكر كرده از قبيل اينكه شب قدر، صبح آن شب آفتاب
قال الباقران عليهما السلام: سالته عن علامة ليلة القدر، فقال: علامتها ان يطيب ريحها، و ان كانت فى برد دفئت، و ان كانت فى حر بردت فطابت. (1) ترجمه: (محمد بن مسلم) از علامت ليلة القدر پرسيد؟ پس امام (ع) فرمود: علامت ليلة القدر اين است كه بوى خوشى از آن پخش مىشود، اگر در سرماى (زمستان) باشد گرم و ملايم مىگردد، و اگر ليلة القدر در گرماى (تابستان) باشد خنگ و معتدل و نيكو مىگردد. حديث: قال ابو عبد الله عليه السلام: ليلة القدر فى كل سنة و يومها مثل ليلتها. (2) ترجمه: شب قدر در هر سال است و روز آن مثل شب آن مىباشد. قال النبى (صلى الله عليه و آله): ان انا ادركت ليلة القدر فما اسال ربى؟ قال (ص): «العافية». (3) ترجمه: به پيامبر(ص) گفته شد: اگر شب قدر را دريابم از خدا چه چيزى را مسئلت كنم؟ فرمود: «عافيت را». حديث: قال موسى (عليه السلام): الهى اريد قربك، قال: قربى لمن استيقظ ليلة القدر، قال: الهى اريد رحمتك، قال: رحمتى لمن رحم المساكين ليلة القدر، قال: الهى اريد الجواز على الصراط، قال: ذلك لمن تصدق بصدقة فى ليلة القدر، قال: الهى اريد من اشجار الجنة و ثمارها، قال: ذلك لمن سبح تسبيحه فى ليلة القدر، قال: الهى اريد النجاة من النار، قال: ذلك لمن استغفر فى ليلة القدر، قال: الهى اريد رضاك، قال: رضاى لمن صلى ركعتين فى لية القدر. (4) ترجمه: خداوندا! مىخواهم به تو نزديك شوم، فرمود: قرب من از آن كسى است كه شب قدر بيدار شود، گفت: خداوندا! رحمتت را مىخواهم، فرمود: رحمتم از آن كسى است كه در شب قدر به مسكينان رحمت كند: گفت: خداوندا! جواز گذشتن از صراط را از تو مىخواهم فرمود: آن، از آن كسى است كه در شب قدر صدقهاى بدهد. گفتخداوندا! از درختان بهشت و از ميوه هايش مىخواهم، فرمود: آنها از آن كسى است كه در شب قدر تسبيحش را انجام دهد گفت: خداوندا! رهايى از جهنم را مىخواهم، فرمود: آن، از آن كسى است كه در شب قدر استغفار كند: گفت خداوندا خشنودى تو را مىخواهم، فرمود: خشنودى من از آن كسى است كه در شب قدر دو ركعت نماز بگذارد. توضيح: ليلة القدر شبى است كه قرآن نازل شده است و ظاهرا مراد به قدر، تقدير و اندازهگيرى است، خداى تعالى در آن شب حوادث يكسال را يعنى از آن شب تا شب قدر سال آينده را تقدير مىنمايد، زندگى و مرگ، رزق، سعادت، و شقاوت و چيزهايى از اين قبيل را مقدر مىسازد.
چند حديث در عبادت زهرا (س) در شبهای قدر
قدرشناس قدر قال على(ع): و كانت فاطمة(س) لا تدع احدا من اهلها ينام تلك الليلة - ليلة القدر - و تداويهم بقلة الطعامو تتاهب لها من النهار و تقول: محروم من حرم خيرها. دعائم الاسلام، ج 1: 282. حضرت على(ع) فرمود: فاطمه(س) نمىگذاشت كسى از اهل خانه در شبهاى قدر به خواب رود به آنان غذاى كم مىداد و از روز قبل براى احياى شب قدر آماده مىشد و مىفرمود: محروم كسى است كه از بركات اين شب محروم باشد.
دو ركعت نماز قال ابوعبدالله الصادق(ع): كان لامى فاطمة صلاة تصليها علمها جبرئيل، ركعتان تقرء فى الاولى: الحمد مرة و: انا انزلناه فى ليلة القدر، ماة مرة و فى الثانية: الحمد مرة و ماة مرة: قل هو الله احد، فاذا سلمتسبحت تسبيح الطاهرة عليها السلام. جمال الاسبوع:173. امام صادق(ع) فرمود: مادرم فاطمه(س) همواره دو ركعت نماز را مىخواند كه جبرئيل به او آموخته بود، در ركعت اول آن پس از حمد صد بار سوره قدر و در ركعت دوم پس از حمد صد بار سوره توحيد را مىخوانى، و پس از سلام نماز تسبيحات حضرتش را نيز مىگويى.
رمضان، تجلى معبود (ره توشه راهيان نور) ص 95 پى نوشتها: 1- وسائل الشيعه، ج 7 صفحه 256. 2- وسائل الشيعه، ج 7 صفحه 262. 3- مستدرك الوسائل، ج 7 صفحه 458. 4- مستدرك الوسائل، ج 7 صفحه 456. منبع: http://www2.irib.ir
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه سی ام شهریور 1387ساعت توسط m_ali
|
|
||
|
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت توسط m_ali
|
|
||
|
|
|
|
|
علی ای همای رحمت تو چه آيتی خدا را دل اگــــر خدا شناسی همه در رخ علی بين علی علیه السلام و زیبائیها: زیباترین ولادت: تنها کسی که در داخل خانه خدا بدنیا آمد، اوست. زیباترین نام: بنا بر روایات متعدد، نام علی مشتق از نام خداست. زیباترین معلم: علی تربیت شده دست پیامبر (ص) بود. زیباترین سخنان: به تعبیر بسیاری از بزرگان، نهج البلاغه برادر قرآن کریم است. به گزارش روابط عمومی مو سسه خیریه امام علی (ع) جشن بزرگ میــلاد مولــــود کعبه چهـــارشنبـــه ۲۶/۴/۸۷ از ساعت ۵/۸ شب در محل سقاخانه حضرت ابوالفضل(ع) شهربابک برگزار می گردد .
ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت توسط m_ali
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت توسط m_ali
|
|
||
|
|
|
|||||||
|
آلایندگی گاز SO2 یکی از گازهای خروجی از کارخانه ذوب خاتون آباد شهربابک در رابطه با الودگی گازSO2 در سال 1930 اولین حادثه غم انگیز در بلژیک به وقوع پیوست . تنفس هوای مسموم در دهکده ای نزدیک یک واحد تشویه روی منجر به مرگ 60 نفر شد . حادثه ناگوار دوم در سال 1948 در شهر پنسیلوانیا واقع در شمال شرقی امریکا اتفاق افتاد و منجر به مرگ تعداد کثیری از ساکنان و شیوع بیماریهای سردرد ، گلو درد ، تنگی نفس ، سوزش چشم و بینی ، حالت تهوع و .... گردید . و بالاخره حادثه مشابهی در لندن موجب مرگ 4000 نفر آن شهر گردید . همچنین ترکیبات گازی دی اکسید گوگرد و اکسید های نیتروزن عامل تشکیل بارانهای اسیدی هستند . اولین عضوی که در معرض خطر SO2 قرار می گیرد دستگاه تنفسی انسان است . پژو هشهای انجام شده در این زمینه نشان می دهد که اگر انسان بمدت ده دقیقه در معرض هوای محتوی 6 PPM ( شش قسمت در میلیون) So2 قرار گیرد ، حدود 40 درصد به مقاومت مجاری تنفسی در مقابل عبور هوا اضافه می شود ، مجاری تنفس انسان در مقابل ورود گاز SO2 عکس العمل نشان داده و تنگ می شوند . به طوری که تنفس از حالت عادی خارج می شود . مواردی نظیر افزایش تعداد مرگ ومیر ، شیوع برخی از بیماریها مانند برونشیت مزمن ، سرطان جهاز تنفسی ،ناراحتی های چشم ، معده ، روده ، قلب ، ابتلاء اشخاص به برخی از بیماریها در زمان مشخص و افزایش علائم بعضی از بیماریها مانند آبریزش بینی ، تنگی نفس ، آسم و سینه پهلو در مناطق آلوده به SO2 مشاهده شده است . مطالعات روزانه آلودگی هوا در شهر شیکاگو نشان می دهد که با افزایش غظلت روزانه SO2 هوا از 09/0 تاppm 2/0 سرفه 6 تا 12 درصد ، ناتوانی تنفسی 5 تا 6 درصد ، ترشحات و خلط سینه 8 تا 14 درصد و مصرف آنتی بیوتیک 12 تا ۲۲ درصد افزایش یافته است . تأ ثیر SO2 بر روی حیوانات تقریبا شبیه انسان و با شدت کمتر است اثر این گاز بر روی گیاهان سریع و فوری است . بارانهای اسیدی باعث تغییر PH خاک شده و منجر به آلودگی خاک و از بین رفتن سیزیجات و مراتع می گردند . بررسیهای انجام شده نشان می دهد که یونجه یکی از حساس ترین گیاهان نسبت به SO2 است . در سالهای دهه 1960 آگا هیهای عمومی نسبت به مضرات نشر SO2 از فعالیتهای صنعتی بدست آمد و مشخص شد علاوه بر منا طق نزدیک کارخانه ، مناطق دور هم در معرض خطر قرار دارند و بلند کردن دود کش کارخانه راه چاره نیست ، بلکه باعث پراکندگی آلودگی در سطح بزرگتری می شود . بنا براین کشورهای مختلف معیارهایی برای کنترل نشر گاز SO2 با توجه به موقعیت واحد ذوب ارائه نمودند . در حال حاضر مجوز تولید مس در کشورهای پیشرفته ، رعایت کامل قوانین زیست محیطی است . علاوه بر محدویتهای قانونی ، تولید به همراه حفظ محیط سالم برای زندگی امروز و نسلهای آینده به عنوان تعهد اجتماعی واحد های صنعتی محسوب می شود . (منبع: کتاب فرآوری حرارتی مس )
دامنه آلودگی کارخانه ذوب مس خاتون آباد به میمند هم رسید
|
||||||||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387ساعت توسط m_ali
|
|
||||||||
|
|
|
|
|
نماد هاي سفره هفت سين سنجد ( Sorb ) : نمادي است از زايش و تولد و بالندگي و برکت
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت توسط m_ali
|
|
||
|
|
|
|
|
خريد لباس عيد ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت توسط m_ali
|
|
||
|
|
|
|
|
يکی از آئينهای سالانه ايرانيان چهارشنبه سوری يا به عبارتی ديگر چارشنبه سوری است. ايرانيان آخرين سه شنبه سال خورشيدی را با بر افروختن آتش و پريدن از روی آن به استقبال نوروز می روند. چهارشنبه سوري، يک جشن بهاري است که پيش از رسيدن نوروز برگزار مي شود. مراسم ويژه آن در شب چهارشنبه صورت می گيرد برای مراسم در گوشه و کنار کوی و برزن نيز بچه ها آتش های بزرگ می افروزند و از روی آن می پرند و ترانه (سرخی تو از من ، زردي من از تو ) می خوانند. ظاهرا مراسم چهارشنبه سوری برگرفته از آئينهای کهن ايرانيان است که همچنان در ميان آنها و با اشکال ديگر در ميان باقی بازماندگان اقوام آريائی رواج دارد. اما دکتر کورش نيکنام موبد زرتشتی و پژوهشگر در آداب و سنن ايران باستان، عقيده دارد که چهارشنبه سوری هيچ ارتباطی با ايران باستان و زرتشتيان ندارد و شکل گيری اين مراسم را پس از حمله اعراب به ايران می داند. در ايران باستان هفت روز هفته نداشتيم.در ايران كهن هر يك از سي روز ماه، نامي ويژه دارد، كه نام فرشتگان است. شنبه و يکشنبه و... بعد از تسلط اعراب به فرهنگ ايران وارد شد. بنابراين اينکه ما شب چهارشنبه ای را جشن بگيريم( چون چهارشنبه در فرهنگ عرب روز نحس هفته بوده ) خودش گويای اين هست که چهارشنبه سوری بعد از اسلام در ايران مرسوم شد." "برای ما سال ۳۶۰ روز بوده با ۵ روز اضافه ( يا هر چهار سال ۶ روز اضافه ). ما در اين پنج روز آتش روشن می کرديم تا روح نياکانمان را به خانه هايمان دعوت کنيم." "بنابراين، اين آتش چهارشنبه سوری بازمانده آن آتش افروزی ۵ روز آخر سال در ايران باستان است و زرتشتيان به احتمال زياد برای اينکه اين سنت از بين نرود، نحسی چهارشنبه را بهانه کردند و اين جشن را با اعتقاد اعراب منطبق کردند و شد چهارشنبه سوری." بخش كردن ماه به چهار هفته در ايران ،پس از ظهور اسلام است و شنبه و يك شنبه و دوشنبه و ........ناميدن روز هاي هفته از زمان رواج آن .شنبه واژه اي سامي و درآمده به زبان فارسي و در اصل "شنبد" بوده است. "سور "در زبان و ادبيات فارسي و برخي گويش هاي ايراني به معناي "جشن"،"مهماني"و "سرخ" آمده است مراسم چهارشنبه سوري: بوته افروزي
در ايران رسم است كه پيش از پريدن آفتاب، هر خانواده بوته هاي خار و گزني را كه از پيش فراهم كرده اند روي بام يا زمين حياط خانه و يا در گذرگاه در سه يا پنج يا هفت «گله» كپه مي كنند. با غروب آفتاب و نيم تاريك شدن آسمان، زن و مرد و پير و جوان گرد هم جمع مي شوند و بوته ها را آتش مي زنند. در اين هنگام از بزرگ تا كوچك هر كدام سه بار از روي بوته هاي افروخته مي پرند، تا مگر ضعف و زردي ناشي از بيماري و غم و محنت را از خود بزدايند و سلامت و سرخي و شادي به هستي خود بخشند. مردم در حال پريدن از روي آتش ترانه هايي مي خوانند. زردي من از تو ، سرخي تو از من غم برو شادي بيا ، محنت برو روزي بيا اي شب چهارشنبه ، اي كليه جاردنده ، بده مراد بنده
ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت توسط m_ali
|
|
||
|
|
|
|
|
درختان همواره در زندگي بشر موثر بوده اند. قرنهاست كه آدمي در سايه شاخسارشان از شدت گرما و تابش خورشيد در امان مانده و از ميوه هاي الوان و شيرينشان بهره مند گشته است.
آواي پرندگان كه در لابلاي شاخسارشان مأوا گزيده اند، روح و جانش را صفا بخشيده و قلب وي را مملو از خوشي و شادابي نموده است. در دل زمستان سرد نيز بار ديگر به مدد هيمه اي كه از تنه درختان فراهم آورده و آتشي كه از آن افروخته سرما و يخبندان را تاب آورده و با آنها دست و پنجه نرم كرده است. و بار ديگر اين شكوفه هاي زيباي درختانند كه به او نويد فرا رسيدن بهاري دل انگيز را مي دهند. به اين ترتيب بهره مندي هايي كه از درختان عايد بشر مي گردد بيشمار است و اگر درختان را نعمات الهي بدانيم، سخني به گزاف نگفته ايم. شايد به همين دليل است كه انسانهايي فرهيخته نظير شعرا و بزرگان و اساتيد در زمينه ادبيات و نيز پيشوايان و بزرگان ديني همواره آنرا مد نظر قرار داده و بدان توجه نموده اند. چنانچه سعدي شاعر بزرگ ايراني در اين زمينه مي گويد: برگ درختان سبز در نظر هوشيار هر ورقش دفتري است معرفت كردگار
پيامبر گرامي اسلام حضرت محمد (ص) و امام جعفر صادق (ع) در پاره اي از احاديث خود به اهميت درخت و درختكاري اشاره نموده اند: پيامبر صلى الله عليه و آله فرموده اند: مَن نَصَبَ شَجَرَةً و صَبَرَ عَلى حِفظِها و الِقيامِ عَلَيها حَتّى تُثمِرَ كانَ لَهُ في كُلِّ شَىءٍ يُصابُ مِن ثَمَرِها صَدَقَةٌ عِندَ اللهِ؛(1) إن قامَتِ السَّاعَةُ و فِي يَدِ أحَدِكُم فَسيلَةٌ، فإنِ استَطاعَ أنْ لايَقومَ حَتّى يَغرِسَها، فَليَغرِسْها؛(2) امام صادق عليه السلام فرموده اند: لاتَقطَعُوا الثِّمارَ فَيَبعَثَ اللَّهُ عَلَيكُم العَذابَ صَبًّا؛(4)
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت توسط m_ali
|
|
||
|
|
|
|
|
واحد مرکزی خبر : در نخستین برنامه امروز ساعت نه و 33 دقیقه لحظه ورود امام ، مسیر حرکت امام خمینی ( ره ) از فرودگاه مهرآباد تا بهشت زهرا گلباران شد. اجرای سرودهای جمهوری اسلامی ایران ، دیو چو بیرون رود، بهاران خجسته باد و خمینی ای امام با همکاری گروه رزم نوازان ارتش جمهوری اسلامی ایران از برنامه های روز جمعه در حرم امام خمینی ( ره ) است . مراسم نثار گل به مرقد امام راحل ، هم خوانی، سخنرانی حاج سید حسن خمینی و مداحی از دیگر برنامه های گرامیداشت بیست و نهمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی است که در حرم مطهر حضرت امام خمینی (ره) برگزار شد. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت توسط m_ali
|
|
||
|
|
|
|
|
روزها رازهايي در سينه دارند كه تقديم روشن بينان مي شود. آنهايي كه چشم هاي خود را به روشنايي مي بندند توانايي نگريستن به خورشيد بر آمده روز را ندارند. رازدانان روزها از حادثه ها عبرت مي آموزند و بر واقعه ها با ديده تعبير مي نگرند، آيات نيك را شاكرند و بر نشانه هاي هيبت و عسرت صابر. زيرا شكر به فراخي و صبر به تنگي نشان خردمندي است. عاشورا، دهم ماه محرم، روز پيروزي خون بر شمشير است. غلبه فرياد مظلوم بر عربده كشي ظالم تا بن دندان مسلح پيروزي و نصرتي كه هلهله كنان كوفي و شامي آن را با چشمان بسته به آفتاب خود نديدند و از بالاي نيزه بردن آفتاب شادمان و خرسند شدند، در حالي كه نمي دانستند با خود رايت پيروزي حسين شهيد (ع) را به دوش مي كشند و با هلهله خويش كوس رسوايي خود را بر كوي و برزن مي زنند. امروز، تاريخ پيروزي حسين بن علي (ع) را به گواهي نشسته است، پيروزيي كه از بستر جهاد و متن خون شكوفا شد و آرمانهاي والاي او را با جريان تاريخ نسل به نسل بشري واگويه كرد.
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت توسط m_ali
|
|
||
|
|
|
|
|
ای ماه خدا! در تقویم دل ما خاطره هیچ ماهی به سرخی تو نیست! سلام خدا بر تو و بر ستارگانی که بر گردت حلقه زده اند! و سلام خدا بر خورشید فروزانی که در خود جای داده ای! ای ماه خون! بار دیگر از راه میرسی و با نسیم گرم کربلایی، قصه آلاله های سرخ را به گوش جان می رسانی. دوباره سکوت تاریخ را درهم می شکنی و بغض ناله را از تنگنای حنجره ها آزاد می کنی. بانگ چاووش کاروانت به گوش می رسد و شیدائیان را دوباره به مهمانی شور و حماسه فرا می خواند و جان عشاق را از جام گریه سرمست می کند. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم دی 1386ساعت توسط m_ali
|
|
||
|
|
|
|
|
چرا نـام کـوروش بـــزرگ زنده است؟ اين كه كوروش بزرگ در نگاه ما و جهانیان، برجستهترين شخصيت تاريخ ايران است، پيش از آن كه معطوف به دستاوردهای سياسی و فتوح نظامی وی باشد، نخست مبتنی بر منش و روش درخشان و بیبديل وی در مردمداری و كشورداری است. چنان كه گزنفون مینويسد: «پروردگار كوروش را علاوه بر خوی نيك، روی نيك نيز داده و دل و جانش را به سه وديعهی والای “نوعدوستی، دانايی، و نيكی” سرشته بود. او در ظفر و پيروزی هيچ مشكلی را طاقتفرسا و هيچ خطری را بزرگ نمیپنداشت و چون از اين امتيازات خداداد جهانی و روانی برخوردار بود، خاطره و نامش تا به امروز در دلهای بيدار مردم روزگار، پايدار و باقی است» (سيرت كورش كبير، ص4). او میافزايد: «كدام وجودی مگر كوروش از راه جنگ و ستيز صاحب امپراتوری بزرگی شده است ولی هنگامی كه جان به جان آفرين داد، همه ملل مغلوب او را “پدری محبوب” خواندند؟ اين عنوانی است كه به “ولی نعمت” میدهند نه به وجودی “غاصب”» (همان، ص8-367). چنين است كه منش و روش والا و آرمانی كورش بزرگ، ملل بيگانه، بلكه دشمن را به وجد آورده و از اعتراف به حقايق ناگزير ساخته است. در مجموع، آن چه از متون و بازماندههای تاريخی بر میآيد اين است كه تمام دنيای باستان كوروش را همواره چونان مردی فوقالعاده و بیمانند مینگريست: پارسیهايی – كه كوروش آنان را از گمنامی به افتخار رسانيد، او را چنان كه هردوت نقل میكند، «پدر» میخواندند. يونانیهايی كه كوروش آنان را در سواحل آسيای صغير مقهور قدرت خويش ساخت، با وجود نفرتی كه غالباً نسبت به پارسیها نشان میدادند، در وی به چشم يك فرمانروای آرمانی مینگريستند و يهوديانی كه كوروش آنان را برای اجرای آيين و بنای معبد، آزادی و ياری بخشيد و از تبعيد طولانی رهانيد، او را همچون مسيح خويش تلقی میكردند . |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت توسط m_ali
|
|
||
|
|
|
|
|
مهربان پروردگار! به پاسداشت مهرورزي تو، روزه گرفتيم و اكنون به نماز فطرت، پاك ميرويم و در آبي رحمتت روح و جان مي شوييم و تن پوش آمرزش بر تن مي نماييم. در اين لحظه هاي سبز استجابت، شاخه هاي نخل آرزو را در دست مي گيريم و ظهور موعود آخرين را از تو ميخواهيم
ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت توسط m_ali
|
|
||
|
|
|
|
|
شانزده مهرماه (8 اکتبر) در برخی نقاط دنيا از جمله ايران روز جهانی کودک است.1 انجمن حمايت از حقوق کودکان «يونيسف»، شعار روز جهاني كودك امسال 2007 ؛ "جهاني شايسته كودكان، جهاني بدون خشونت" انتخاب نموده است. تاکيد بر آگاهي دادن و آموزش به خانوادهها در جهت برخورد صحيح با کودکان و در نظر گرفتن حقوق كودكان از جمله مواردي است كه اين صندوق امسال به آن پرداخته است. در دين مبين اسلام لزوم توجه به كودك و دوران كودكي سفارش فراوان شده است. آياتي که نسبت به حقوق کودک در اسلام وجود دارد و روايات موجود همه حکايات بر اهميت اسلام به کودکان و حقوق ايشان دارد . اسلام، پدران را از کشتن فرزندان به خاطر ترس از کمبود هزينه منع کرد. چنانکه خداوند در قرآن کريم مي فرمايد: "فرزندان خود را از ترس کمي روزي نکشيد، ما به شما و آنها روزي مي دهيم زيرا قتل آنها اشتباه و گناه بزرگي است." رسول گرامي اسلام (ص) مي فرمايد: "به کودکان خود محبت کنيد و نسبت به آنها ترحم نماييد. وقتي به آنها وعده داديد، وفا کنيد زيرا آنها جز اينکه شما را روزي دهنده خود مي بينند تصور ديگري ندارند." والدين مسئول تأمين تمام نيازهاي کودک اعم از مادي و معنوي مي باشند: نيازمنديهاي جسماني کودک: نمو جسماني کودک با فراهم ساختن وسايل مادي امکان پذير است تا از اين طريق نيازهاي بدني او اشباع شود. اين رشد و نمو با تغذيه، بهداشت کافي، آب و هوا، مسکن، خواب، بازي و امثال آن، به دست مي آيد. تعليم ورزش به کودک: حرکت و جنبش، اساس هر عمل غريزي و پايه وظايف حياتي است که زندگي شاداب و سلامت در گرو آن است. نيازمنديهاي روحي: انتخاب نام زيبا، نخستين احسان و نيکي پدر به کودک انتخاب نام زيبا و خوشايند براي اوست و اين از حقوق لازم کودکان مي باشد. احترام: پيامبر گرامي اسلام (ص) مي فرمايد: "به شخصيت فرزندان خود ارج نهيد و آداب و آيينهاي رفتار خويش را نيکو و درست گردانيد تا مشمول آمرزش خدا شويد."
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه شانزدهم مهر 1386ساعت توسط m_ali
|
|
||
|
|
|
|
|
مهمترین مناسبت ماه مبارک رمضان، شب قدر است که همواره مورد توجه مومنین بوده و خواهد بود. آنچه در پیش روی دارید بحثی پیرامون شب قدر بر اساس نظرات مرحوم علامه طباطبایی رحمتالله در تفسیر شریف المیزان است که در دو سوره « قدر» و «دخان» مطرح گردیده است. ● شب قدر یعنی چه؟ مراد از قدر، تقدیر و اندازهگیری است و شب قدر شب اندازهگیری است و خداوند متعال دراین شب حوادث یک سال را تقدیر میکند و زندگی، مرگ، رزق، سعادت و شقاوت انسانها و اموری ازاین قبیل را دراین شب مقدر میگرداند. ● شب قدر کدام شب است؟ در قرآن کریم آیهای که به صراحت بیان کند شب قدر چه شبی است دیده نمیشود. ولی از جمعبندی چند آیه از قرآن کریم میتوان فهمید که شب قدر یکی از شبهای ماه مبارک رمضان است. قرآن کریم از یک سو میفرماید: « انا انزلناه فی لیله مبارکه.»(دخان / ۳) این آیه گویای این مطلب است که قرآن یکپارچه در یک شب مبارک نازل شده است و از سوی دیگر میفرماید: « شهررمضان الذی انزل فیه القرآن.»(بقره / ۱۸۵)و گویای این است که تمام قرآن در ماه رمضان نازل شده است. و در سوره قدر میفرماید: «انا انزلناه فی لیله القدر.»(قدر/۱)از مجموع این آیات استفاده میشود که قرآن کریم در یک شب مبارک در ماه رمضان که همان شب قدر است نازل شده است. پس شب قدر در ماه رمضان است. اما اینکه کدام یک از شبهای ماه رمضان شب قدر است، در قرآن کریم چیزی برآن دلالت ندارد. و تنها از راه اخبار میتوان آن شب را معین کرد. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه نهم مهر 1386ساعت توسط m_ali
|
|
||
|
|
|
|
|
نگاهی به اطرافتان داشته باشید. سالمندان در كجای زندگی امروز واقع شده اند؟ جایگاه واقعی آنها در جامعه كجاست؟ بیشتر دقت كنید. یك آدم ۶۰ ساله در باجه ای نیم متری بلیت اتوبوس می فروشد. از او بپرسید كه جایگاهش چیست و كجاست؟ ● خیلی ها حرف های قشنگ می زنند «در روز جهانی سالمندان، بسیاری از مسئولان و دست اندركاران امور سالمندان حرف های قشنگ و دلنشین می زنند كه در صفحات رنگی مطبوعات به چاپ می رسد و یا همراه با تصویر و صدای آن مسئول در تلویزیون پخش می شود.» دكتر «مصطفی اقلیما» رئیس انجمن علمی مددكاران اجتماعی ایران با بیان این مطلب می گوید: «این یكی از بدترین عادت هایی است كه در كشور ما وجوددارد و فقط در یك روز خاص درباره یك قشر و یا مسأله مشخص صحبت و تبلیغ می شود. در حالی كه دست اندركاران امر باید در این روز به بیان مشكلات موجود بپردازند و برای سال بعد و رفع مشكلات برنامه ارائه دهند و سال بعد هم بگویند كه در طول یك سال گذشته چه كردند و چه قدر از مشكلات موجود حل شده است.» ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه نهم مهر 1386ساعت توسط m_ali
|
|
||
|
|
|
|
|
مسجد مقدس جمکران در 6 کيلومترى شهر مقدس قم واقع شده و همواره پذيراى زائرينى از نقاط مختلف ايران و جهان مى باشد· اين مکان مقدس، تحت توجهات خاصه حضرت بقيه الله الاعظم(اوراحنا فداه) قرار دارد و آن حضرت از شيعيانشان خواسته اند که به اين مکان مقدس روى آورند، چرا که اين مکان، داراى زمين شريفى است و حق تعالی آن را از زمين های ديگر برگزيده است لذا سزاوار است که زائرين عزيز، از برکات اين مکان مقدس، حداکثر استفاده را ببرند و مراقب باشند که مسائل فرعی توجه شان را به خود جلب نکند و خود را در برابر حضرت مهدى (اوراحنا فداه) حاضر ببينند و از انجام اعمالی که قلب مبارک آن حضرت را آزرده می سازد خوددارى کنند· شايان توجه است که علما و شيفتگان آن حضرت استفاده هاى فراوان از اين مسجد مقدس برده اند. بنابر اين سعى کنيد در اين مکان مقدس، لحظاتى را با عزيز خلوت کرده و خالصانه براى ظهور مقدس حضرتش دعا کنيد، چرا که بر طرف شدن گرفتاريها تنها با ظهور آقا امکان پذير است· شما اى زائران عزيز که به اين محل نورانی مشرف شده اید! در نظر داشته باشيد که مسجد مقدس جمکران، محل رفت و آمد امام مهدى (اوراحنا فداه) است و آن حضرت بر اعمال همه ما در اين مکان نظارت دارند· لذا بگونه اى در اين مسجد باشيم که آقا از ما خشنود شود و الطاف و عناياتش شامل حالمان گردد. تــاريــخــچــه شيخ حسن بن مثله جمکرانى میگويد: من شب سه شنبه، 17 ماه مبارک رمضان سال 373 هجرى قمرى در خانه خود خوابيده بودم که ناگاه جماعتى از مردم به در خانه من آمدند و مرا از خواب بيدار کردند و گفتند: برخيز و مولاى خود حضرت مهدى عليه السلام را اجابت کن که تو را طلب نموده است· آنها مرا به محلى که اکنون مسجد جمکران است آوردند، چون نيک نگاه کردم، تختى ديدم که فرشى نيکو بر آن تخت گسترده شده و جوانى سى ساله بر آن تخت، تکيه بر بالش کرده و پيرمردى هم نزد او نشسته است، آن پير، حضرت خضر عليه السلام بود که مرا امر به نشستن نمود، حضرت مهدى عليه السلام مرا به نام خودم خواند و فرمود: برو به حسن مسلم (که در اين زمين کشاورزى میکند) بگو: اين زمين شريفى است و حق تعالى آن را از زمين هاى ديگر برگزيده است، و ديگر نبايد در آن کشاورزى کند· عرض کردم: يا سيدى و مولاى! لازم است که من دليل و نشانه اى داشته باشم و گرنه مردم حرف مرا قبول نمیکنند، آقا فرمود: تو برو و آن رسالت را انجام بده، ما نشانه هايى براى آن قرار میدهيم، و همچنين نزد سيد ابوالحسن (يکى از علماى قم ) برو و به او بگو: حسن مسلم را احضار کند و سود چند ساله را که از زمين به دست آورده است، وصول کند و با آن پول در اين زمين مسجدى بنا نماید نـمـاز امــام زمـــان عليه السلام به مردم بگو: به اين مکان رغبت کنند و آنرا عزيز دارند و چهار رکعت نماز در آن گذارند· دو رکعت اول: به نيت نماز تحت مسجد است، در هر رکعت آن يک حمد و هفت بار (قل هوالله احد) خوانده میشود و در حالت رکوع و سجود هم هفت مرتبه ذکر را تکرار کنند· دو رکعت دوم: به نيت نماز امام زمان عليه السلام خوانده مىشود، بدين صورت که سوره حمد را شروع کرده و آيه (اياک نعبد و اياک نستعين) صد مرتبه تکرار میشود و بعد از آن، بقيه سوره حمد خوانده میشود، و سپس سوره (قل هو الله احد) را فقط يک بار خوانده و به رکوع رفته و ذکر (سبحان ربى العظيم و بحمده) هفت مرتبه، پشت سر هم تکرار میشود· و سپس به سجود رفته و ذکر (سبحان ربى الاعلى و بحمده) نيز هفت مرتبه، پشت سر هم تکرار میشود· رکعت دوم را نيز به همين ترتيب خوانده، چون نماز به پايان برسد و سلام داده شود، يک بار گفته میشود (لا اله الا الله) و به دنبال آن تسبيحات حضرت زهرا عليها السلام خوانده شود وبعد از آن به سجده رفته و صد بار بگويند: (اللهم صل على محمد و آل محمد)· آنگاه امام عليه السلام فرمودند: هر که اين دو رکعت نماز را در اين مکان (مسجد مقدس جمکران) بخواند مانند آن است که دو رکعت نماز در کعبه خوانده باشد· چون به راه افتاد م، چند قدمى هنوز نرفته بودم که دوباره مرا باز خواندند و فرمودند: بزى در گله جعفر کاشانى است، آنرا خريدارى کن و بدين مکان آور و آنرا بکش و بين بيماران انقاق کن، هر بيمار و مريضى که از گوشت آن بخورد، حق تعالى او را شفا دهد· حسن بن مثله جمکرانى میگويد: من به خانه بازگشتم و تمام شب را در اند يشه بودم، تا اينکه نماز صبح را خوانده و به سراغ على المنذ ر رفتم و ماجراى شب گذشته را براى او نقل کردم و با او به همان مکان شب گذشته رفتيم، و در آنجا زنجيرهايى را ديديم که طبق فرموده امام عليه السلام حدود بناى مسجد را نشان مىداد· سپس به قم نزد سيد ابوالحسن رضا رفتيم و چون به در خانه او رسيد يم، خادم او گفت: آيا تو از جمکران هستى؟ به او گفتم: بلى! خادم گفت: سيد از سحر در انتظار تو است· آنگاه به درون خانه رفتيم و سيد مرا گرامى داشت و گفت: اى حسن بن مثله من در خواب بودم که شخصى به من گفت: حسن به مثله، از جمکران نزد تو میآيد، هر چه او گويد، تصديق کن و به قول او اعتماد نما، که سخن او سخن ماست و قول او را رد نکن· از هنگام بيدار شدن تا اين ساعت منتظر تو بودم، آنگاه من ماجراى شب گذشته را براى وى تعريف کردم، سيد بلافاصله فرمود تا اسب ها را زين نهادند و بيرون آوردند و سوار شديم، چون به نزديک روستاى جمکران رسيد يم، گله جعفر کاشانی را ديد يم، آن بز از پس همه گوسفندان میآمد، چون به ميان گله رفتم، همينکه بز مرا ديد به طرف من دويد، جعفر سوگند ياد کرد که اين بز در گله من نبوده و تاکنون آنرا نديده بودم، به هر حال آن بز را به محل مسجد آورده و آن را ذبح کرده و هر بيمارى که گوشت آن تناول کرد، با عنايت خداوند تبارک و تعالى و حضرت بقيه الله ارواحنا فداه شفا يافت· ابو الحسن رضا، حسن مسلم را احضار کرده و منافع زمين را از او گرفت و مسجد جمکران را بنا کرد و آن را با چوب پوشانيد· سپس زنجيرها و ميخ ها را با خود به قم برد و در خانه خود گذاشت، هر بيمار و دردمندى که خود را به آن زنجيرها میماليد، خداى تعالى او را شفاى عاجل میفرمود، پس از فوت سيد ابوالحسن، آن زنجيرها ناپديد شد و ديگر کسى آنها را نديد منبع:http://www.jamkaran.net |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هفتم شهریور 1386ساعت توسط m_ali
|
|
||
|
|
|
|
|
نوروز نوروز، جشن آغاز سال، امروزه در ايران و کشورهای ديگر «جهان ايرانی» به عنوان مهمترين جشن سال، اهميت خاصی دارد. هرچند که در طول تاريخ ايران، جشنهای مهرگان، سده، آبانگان، يلدا، و جشنها و مراسم ديگر ملی، هميشه با شکوه خاصی جشن گرفته می شدند و حتی در بعضی موارد، اهميت آنها از نوروز نيز بيشتر بوده، اما جشن نوروز تنها نمونه اين جشنهای ملی است که همواره اهميت خود را حفظ کرده و در برابر اقداماتی که برای محدود کردن آن صورت گرفته، هميشه ايستاده است. با تشكر از سايت نوروز ۸۶ |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385ساعت توسط m_ali
|
|
||
|
|
|
|
|
خريد لباس عيد
سيزده بدر رسم آب پاشي بقيه مطالب در ادامه مطلب ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385ساعت توسط m_ali
|
|
||
|
|
|
|
|
ایرنا ؛ زردي من از تو ، سرخي تو از من " ، " غم برو، شادي بيا " و " محنت برو ، روزي بيا "، از جمله اشعاري است كه پدربزرگها و مادربزرگهاي امروز كه همانا جوانان ديروز هستند، با نام " چهارشنبه سوري " با خود زمزمه ميكنند. در روزگاران نه چندان دور در ايران كهن رسم بود كه مقارن چهارشنبه آخر سال خانوادههاي ايراني به يمن رسيدن آواي بهار از روي كپههاي خار و گزن افروخته شده ميپريدند.
نحوست خاكستر قديميهااعتقاد داشتند كه خاكستر چهارشنبه سوري نحس است، چراكه مردم هنگام پريدن از روي آن، زردي و بيماري خود را به آتش ميدهند و در عوض سرخي و شادابي آتش را به خود منتقل ميكنند. اين اعتقاد سبب ميشد تا زن هر خانه خاكستر بر جاي مانده ازآتش چهارشنبه آخر سال را در خاكانداز جمع كرده، به بيرون از خانه ببرد و آن را در سر چهارراه يا در آب روان بريزد. زن در بازگشت به خانه، در خانه را ميكوبيد و به ساكنان خانه ميگفت كه از عروسي ميآيد و تندرستي و شادي را براي خانواده به ارمغان آورده است. اهالي خانه نيز در اين هنگام در را به روي زن ميگشودند و اعتقاد داشتند كه وي تندرستي و شادي را براي يك سال به درون خانه خود آورده است بقیه متن در ادامه مطلب ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه چهاردهم اسفند 1385ساعت توسط m_ali
|
|
||
