تبليغاتX
شهربابک در یک نگاه
معرفي شهرستان شهربابک

 پاپَک پادشاه عظيم الشاني که اردشير دخترزاده او بودو او را بدان سبب اردشير بابکان گفتندي . (برهان ) . شاه عظيم بود که اردشير را بدان بازخواندند. (فرهنگ اسدي چ اقبال ) (اوبهي ). نام پادشاه پارس ، نبسه دخترين او را اردشير بابک خواندندي . (شرفنامه منيري ). نام پادشاه پارس که جد مادري اردشيربن ساسان است و به اين جهت اردشير را باو نسبت دهند و او پيش از سلطنت اردشير حکمراني داشته و شهربابک از بناهاي اوست و هنوز در حوالي کرمان معمور است . (آنندراج ) (انجمن آرا). نام پادشاهي که اردشير دخترزاده او بود. (غياث ).نام پدر اردشير ساساني . (فرهنگ شاهنامه دکتر شفق ص 34). فردوسي داستان بابک و ساسان را چنين آورده است :

چو زو [ نرسي ] بگذري نامدار اردوان

خردمند و باراي و روشن روان

چو بنشست بهرام از اشکانيان

ببخشيد گنجي بارزانيان

ورا خواندند اردوان بزرگ

که از ميش بگسست چنگال گرگ

ورا بود شيراز تا اصفهان

که داننده خوانديش مرز مهان

باستخر بد بابک از دست اوي

که تنين خروشان بد از شست اوي

... چو دارا برزم اندرون کشته شد

همه دوده را روز برگشته شد

پسر بد مر او را يکي شادکام

خردمند و جنگي و ساسان بنام

پدر را بدان گونه چون کشته ديد

سر بخت ايرانيان گشته ديد

از آن لشکر روم بگريخت اوي

بدام بلا برنياويخت اوي

به هندوستان در بزاري بمرد

ز ساسان يکي کودکي ماند خرد

برين همنشان تا چهارم پسر

همي نام ساسانش کردي پدر

شبانان بدندي و گر ساربان

همه ساله با درد و رنج گران

چو نزد شبانان بابک رسيد

بدشت آمد و سرشبان را بديد

بدو گفت مزدورت آيد بکار

که ايدر گذارد به بد روزگار

بپذرفت بدبخت را سرشبان

همي داشت با رنج روز و شبان

چو شد کارگرمرد آمد پسند

شبان سرشبان گشت بر گوسپند

شبي خفته بد بابک زودياب

چنان ديد روشن روانش بخواب

که ساسان به پيل ژيان برنشست

يکي تيغ هندي گرفته بدست

هر آن کس که آمد بر او فراز

بر او آفرين کرد و بردش نماز

زمين را بخوبي بياراستي

دل تيره از غم بپيراستي

بديگر شب اندر چو بابک بخفت

همي بود با مغزش انديشه جفت

چنين ديد در خواب کآتش پرست

سه آتش ببردي فروزان بدست

چو آذرگشسب و چو خراد و مهر

فروزان به کردار گردان سپهر

همه پيش ساسان فروزان بدي

به هر آتشي عود سوزان بدي

سربابک از خواب بيدار شد

روان و دلش پر ز تيمار شد

هر آن کس که در خواب دانا بدند

به هر دانشي بر توانا بدند

بايوان بابک شدند انجمن

بزرگان فرزانه و راي زن

چو بابک سخن برگشاد از نهفت

همه خواب يکسر بايشان بگفت

نهاده بدو گوش پاسخ سراي

پرانديشه شد زان سخن رهنماي

سرانجام گفت اي سرافراز شاه

بتاويل اين کرد بايد نگاه

کسي را که ديدي تو زينسان بخواب

بشاهي برآرد سر از آفتاب

ور ايدون که اين خواب ازو بگذرد

پسر باشدش کز جهان برخورد

چو بابک شنيد اين سخن گشت شاد

براندازه شان يک بيک هديه داد

بفرمود تا سرشبان از رمه

بر بابک آمد بروزدمه

بيامد شبان پيش او با گليم

برو جامه پشمين و دل پر ز بيم

بپرداخت بابک ز بيگانه جاي

بدر شد پرستنده و رهنماي

زساسان بپرسيد و بنواختش

بر خويش نزديک بنشاختش

بپرسيدش از گوهر و از نژاد

شبان زو بترسيد و پاسخ نداد

وزان پس بدو گفت کاي شهريار

شبان را بجان گر دهي زينهار

بگويم ز گوهرهمه هرچه هست

چو دستم بگيري به پيمان بدست

که با من نسازي بدي در جهان

نه در آشکارا نه اندر نهان

چو بشنيد بابک زبان برگشاد

ز يزدان نيکي دهش کرد ياد

که بر تو نسازم بچيزي گزند

بدارمت شادان دل و ارجمند

ببابک چنين گفت از آن پس شبان

که من پور ساسانم اي پهلوان

نبيره جهاندار شاه اردشير

که بهمنش خواند همي ياد گير

سرافراز پور يل اسفنديار

ز گشتاسب اندر جهان يادگار

چو بشنيد بابک فروريخت آب

از آن چشم روشن که او ديد خواب

بدو گفت بابک به گرمابه شو

همي باش تا خلعت آرند نو

بياورد پس جامه پهلوي

يکي اسب با آلت خسروي

يکي کاخ پرمايه او را بساخت

از آن سرشباني سرش برفراخت

مر او را بدان کاخ در جاي کرد

غلام و پرستنده برپاي کرد

بهر آلتي سرفرازيش داد

هم از خواسته بي نيازيش داد

بدوداد پس دختر خويش را

پسنديده و افسر خويش را.

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام دی 1387ساعت   توسط m_ali  | 

بابك پسر ساسان بود و ساسان نام مغي بود كه در معبد الهه آناهيتا در استخر خدمت مي كرد و گويا ساسان بنا به موقعيت مذهبي خود با زني از خانواده بازرنگي ازداوج كرد كه اين ازداوج موقعيت او را مستحكم نمود ٬ چون از عهد سلوكيان در ايالت پارس چهار حاكم به حكومت مشغول بودند كه يكي از خاندانهاي معروف بازرنگي ها بودند و بر قسمت بزرگي از پارس تسلط داشتند .

پس از ساسان پسرش بابك جانشين او شد و چون بر مقام وموقعيتش افزوده شد از جانب اردوان پسر نرسي كه از شاهان اشكاني بود و در دارابجرد سلطنت داشت به حكومت شهربابك منسوب گشت . بابك پس از به حكومت به سرعت به آباداني آن مشغول شده چنانكه در آن براي خود قصري بر پا داشت و عنوان شاهي يافت . برخي از مورخين نوشته اند بابك حاكم استخر بود و لقب پادشاه داشت . گروه ديگري نيز  گفته اند  وي حاكــــــــم شهر كوچك « خير» در نزديكي اصطهبانات بود . اما آنچه آثار و متون تاريخي شهادت مي دهند بابك ابتدا از جانب اردوان به حكومت شهربابك منسوب شد . چنانچه پسرش اردشير بنا به شهادت مورخين در شهربا بك متولد و نشو و نما يافت .

و اما اردشير پس از پدر به سرعت قلمرو حكومتي ساساني را توسعه داد و با تسخير اراضي مجاور چنان نيروند گشت كه بزرگترين فرمانرواي پارس را شكست داد و جانشين او شد كه پس از اين مركز حكوكتي از شهربابك انتقال يافت .

 

منبع : كتاب تاريخ و فرهنگ شهربابك

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم دی 1386ساعت   توسط m_ali  | 

تاريخ شهربابك قبل از اسلام به روایت کتابهای تاریخی

شهربابك يكي از شهر هاي تاريخي ايران است كه بعضي ار تاريخ نويسان بناي آن را به اردشير بابكان و بعضي ديگر ٬ به بابك – جد اردشير – نسبت مي دهند .

در تاريخ گزيده آمده است : اردشير به جد مادري منسوب است و اين بابك ٬ از قبل ( طايفه) اردوان حاكم فارس بود و شهربابك ميان فارس و كرمان بدو منسوب است ( تاريخ گزيده ٬ حمدالله مستوفي ٬ص 102)

ناصرالدين منشي كرماني در سمط العلي مي نويسد :

اول عهد شاهان ساساني و واسطه عقد ملوك ايران ٬ اردشير بابكان است كه از تخت گاه فارس سبيل نحجير كردن ٬ به ناحيت شهربابك كه هم معمار همت شاهانه اش انشاء احداث فرموده بود آمد . روزي چند جهت مطالعات مراتع ومروج و  رياض به مرغزار بردسير خراميد و در حومه آن نشاط شكار فرمود

 ( سمط العلي ٬ ص 12 )

احمد علي خان وزيري در تاريخ كرمان آورده است :

شهربابك ٬ محل نشو و نماي اردشير بابكان بوده . به اين جهت در آباداني اين مملكت سعي بليغ فرموده است ( تاريخ كرمان ) ص 268 )

شهربابك از شهرهاي قديمي ايران است و بناي آن را به بابك پدر اردشير بابكان نسبت مي دهند

( بامن به كرمان بياييد ٬ اسدالله خير انديش ص 115)

شهربابك به بابك – پدر اردشير مؤسس ساسله سلاطين  ساساني – منسوب است و از توابع كرمان شمرده مي شود ( جغرافياي تاريخي ايران باستان ص 631 )

چون نوبت سلطنت به اردشير بابكان رسيد از تختگاه فارس بر سبيل نحجير كردن به ناحيت شهربابك كه هم معمار همت شاهانه اش انشأ و احداث فرموده بود آمد و به سرزمين هايي كه اكنون شاهجهان و گازرگاه معروف است و از آبي عظيم كه منبع كوه سوسكان از قديم الزمان منصب مي شد ٬ مرغزار گشته بود و اسب گله خسروان را تابستان مراتع و علف زار آنجا بود رسيد . آن موضع او را خوش آمد در حومه آن نشاط شكار فرمود و آن موضع را نحجيران نام نهاد و مدت يكسال در آن نواحي خيمه اقامت زد و به ارجا و انحاي ممالك احكام مشتعل بر انفاذ كشاورزان و پيشه وران به طرف بردسير صادر گردانيد و گنبد گچ و قلعه شهر بنا فرمود و مردم را بر عمارت و باغ و اشادت قلاع و تحفير انهار و تثمير اشجار تحريص كرد ( جغرافياي حافظ ابرو٬ ص 12 )

شهربابك از بناهاي بابك ساساني است ( رياض السياحه  حاجي زين العابدين شيرواني ٬ ص 536 )

بابك جد مادري اردشير ساسان است – بابك در ابتدا  حكمراني داشته و شهربابك ار بناهاي اوست ( جغرافياي تاريخي شهرهاي ايران ص 41)

به طور كلي همه نويسندگان قديم وجديد كه به نوعي از شهربابك ياد كرده اند آن را به اردشير بابكان منسوب دانسته اند و آنچه مسلم است در زمان ساسانيان شهربابك سرزميني آباد و از رونق خوبي هم برخوردار بوده است .                                   

        منبع کتاب شهربابک سرزمین فیروزه

برای خواندن بقیه مطالب روی ادامه مطلب کلیک نمائید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت   توسط m_ali  | 

 تاریخ شهربابک

بیشتر مورخین بنای شهربابک را به بابک پدر اردشیر ساسانی نسبت می دهند . ولی اینکه از قبل نیز ابادی در این ملک بوده یا نه اطلاع دقیقی در دست نیست .
 احمدعلی وزیری صاحب تاریخ کرمان می نویسد: ((…چون  محل نشو و نمای اردشیر، شهر بابک کرمان بوده و به این جهت در ابادانی این مملکت سعی بلیغ میفرمود3.)) و در جایی دیگردرکتاب جغرافیای کرمان اورده است: ((…شهربابک از ابنیه بابک پدر مادر اردشیر بابکان است .که اول پادشاه طبقه ساسانیان بود و ملوک الطوایف رابرانداخت.درزمان ملوک الطوایف که  اردوان پسرنرسی ازطبقه اشکانی دردارابجرد سلطنت داشت ، این شهر رابنانهاده ودارالحکومه قرار داد. و در اینجا دختر خود را به ساسان بداد و اردشیر متولد شد. واین شهر از همه شهرهای کرمان اقدم است.))

آنچه از مجموع اظهار نظر تاریخ نویسان بر می اید ، اوج عمران و ابادانی شهربابک دردوران حکومت ساسانیان بوده و اسامی قنوات ، دهات و روستاها مانند مهرگرد٬شمشيرگرد٬روزبه آباد٬بوذرجمهر ٬ كوشك مردان٬ و كوشك برزي و ديگر نامهايي كه از دوران باستان به يادگار مانده و همه نامهاي وزراء و سلاطين ايراني دوران ساساني را بر خود دارند و همچنين مي توان به آثار و آتشكده ها و قصرهايي كه در اطراف شهر باقي مانده اشاره كرد . نیز حکایت از همان زمان دارند . حتی اظهار نظر شواهد محلی نیز با نظر تاریخ نویسان هماهنگی دارد. مثلا درجنوب شهر بابک گود لشکر کش را محل جنگ معروف اردشیر ساسانی و اردوان پنجم میدانندکه به شکست اردوان میانجامد و باعث ایجاد سلسله ساسانی می گردد. اثار دیگری نیز وجود دارد که عمران و ابادانی این ولایت را به قبل از ساسانیان میرساند.از جمله روستای میمند ، معبد اوستا در کوه پیش اوستا و اتشکده اذربغ در کهتوکرهاو…

 این شهر در زمان ظهور حضرت زرتشت شهری اباد بوده ودارای اتشکده بزرگ و مشهوری بوده است که اتش اتشکده یزد را از این اتشکده که بر روی تل خاکستر کنونی قرار داشته برده اند.خصوصاْ كه بابك سمت روحاني هم در دين زرتشت داشته و از اين تاريخ يعني دوران حكومت بابك ٬ شهربابك مركز دارالحكومتي ساساني قرار گرفت و رونقي بسزا يافت و چون شاهان ساساني پس از آباداني هر شهري نام خود را بر آن مي نهادند از اين پس شهربابك بدين نام خوانده شد كه هنوز هم باقي است .

 

 در تاریخ مروج الذهب نوشته شده ، قباد پدرانوشیروان پس از کناره گیری از سلطنت برای عبادت به اتشکده شهربابک رفت و دو حکیم بزرگوار بنام بوذرجمهر و بزرگمهر برای دیدار او به شهربابک امدند ودو مزرعه بنامهای مهرجرد و بوذرجمهر و نیز دو قلعه (کوشک) مستحکم در دو طرف راه کرمان به فارس که در ان زمان از شهربابک میگذشته ، ساختند که در حال حاضر بنام کوشک مردان و کوشک بُرزی از اثار ان دو قلعه یاد میشود.

 به استناد نوشته استاد باستانی پاریزی  و شواهد دیگر: ((…اینکه سلسله ساسانیان شهربابکی بوده اند و ساسان رئیس قبیله ای از عشایر منطقه "خور" شهربابک یعنی مزرعه "مرائ خبر" بوده و پسرش بابک وقتی به صدارت میرسد ، در مرحله اول بر دو منطقه یزدو کرمان تسلط پیدا میکند و چون زادگاه پدرش ساسان موبد عشایر ، مرائ خبر بود ، در همان بدو ریاستش این شهر را که امروز شهربابک است و در حمله اسکندر مقدونی ویران شده بود ، مرمت میکند و از ان زمان است که شهر سمنکان ویران شده و بنام بابک نامگذاری وبه شهربابک مشهور گردیده است.))

 به هر حال اثار و شواهد و دلائل ، حاکی از انست که سابقه تاریخی این شهر حتی به قبل از دوره ساسانیان نیز رسانیده شده است. و بنا به قولی این شهر نامش سمنکان بوده که فردوسی نیز از ان یاد کرده و مادر سهراب را دختر پادشاه سمنکان دانسته است.

 تا حدودی می توان گفت که مطالب فوق از صحت برخوردار باشند زیرا دو عامل اصلی باعث از بین رفتن این اثار ارزشمند با توجه به وضعیت اقلیمی منطقه در شهربابک گردیده است :

الف )  هجوم اجانب قبل از اسلام و قبل از ساسانیان مانند حمله اسکندر مقدونی و بعد از اسلام هم مغول ، بنی امیه ، بنی عباس ، محمود افغان  و .  .  .

ب) حوادث جوی مانند زلزله ها و بارانهای سیل آسا و طوفانهای سهمگین به واسطه آبرفتی بودن منطقه و .  .  .


 

                  

نماي داخلي حسنيه ميمند كنده شده در دل كوه

 

و اما در مورد نام و وجه تسميه شهربابك

 چنانكه گذشت چون حكومت شهربابك به بابك سپرده شده و وي به آباداني آن همت گماشت نام خود را بر آن نهاد و شهربابك خوانده شد كه امروز بسياري از مورخين و محققان اين نكته را تائيد مي كنند . مثلاْ علي اكبر دهخدا در لغت نامه خود مي نويسد : شهربابك شهري است كه به بابك پدر اردشير مؤسس سلسله سلاطين ساساني منسوب است و از توابع كرمان شمرده شده و هنوز باقي است . و يا حمدالله مستوفي در كتاب نزهةالقلوب خود مي نويسد : شهربابك منسوب به بابــك  جد مادري اردشير بابكان بوده از اقا ليم سيمّ بوده و از شيراز تا شهربابك شصت و هفت فرسنگ است .

موقعيت شهربابك در دوران حكومت ساساني

تا شود شاد شيده از بهرام          شهربابك به شيده دادتمام

 

اين بيت نظامي بيانگر شهرت و آوازه پر رونق شهربابك در آن زمان بوده است . شهري نيكو ٬ پر رونق و زيبا ٬ اما در اينجا اين سؤال مطرح است كه چرا شهربابك در موقعيت حكومتي آن زمان قابل توجه و اهميت بوده و چرا بابك به حكومت آن منسوب شد؟

در اين مورد بايد بگوئيم كه مادر بابك از خاندانهاي قدرتمند حكومتي آن زمان بوده و شهربابك هم منطقه اي بود در مجاورت فارس مركز حكومتي آن زمان و در گذرگاه و محل عبور فارس به كرمان و سيستان كه در اين گذرگاه منطقه اي آبادتر و كوتاهتر از شهربابك به فارس نبود ٬ بنا براين نرسي به سبب اين موقعيت حكومت شهربابك را به بابك داد تا هم موقعيت خود را مستحكم كند و هم سرحدات و متصرفات خود را ايمن سازد ٬ زيرا بابك داراي موقعيت خوبي در ميان روحانيون زرتشتي بود و پس از بابك نيز پسرش اردشير از شهربابك به توسعه متصرفات خود پرداخت و كرمان را متصرف شد . با توجه به آنچه گفته شد شهربابك در روزگار ساساني داراي موقعيت ويژه ارتباطي و تجاري در سرحدات فارس به كرمان و سيستان بود كه علاوه بر اينها محل ييلاقي و شكارگاهي مناسب براي اعيان و شاهزادگان محسوب مي شد . چنانكه بهرام گور پادشاه معروف ساساني شكار گاهي در حوالي شهربابك داشته و امروزه در مجاور روستاي استبرق محلي معروف به گود بهرام داريم كه معروف است و بهرام در مجاورت همين منطقه يعني سرحدات فارس و در قطروئيه كه امروز از توابع ني ريز است دژي بزرگ داشته و امروز هم بقاياي آن بنام قلعه بهرام معروف است .

مطالب بيان شده در مورد تاريخ شهربابك  از كتاب استاد محترم منصور عزيزي در كتاب تاريخ وفرهنگ شهربابك مي باشد و از آنجا كه بدليل كمبود فضا در وبلاگ نمي توانيم تاريخ شهربابك را در دوران بعد از حكومت ساسانيان بطور كامل  بيان كنيم لذا علاقمندان مي توانند به كتاب تاريخ و فرهنگ شهربابك و كتاب شهربابك سرزمين فيروزه  از انتشارات مركز كرمان شناسي مراجعه نمايند .انشاءالله  بزودي در رابطه با تاريخ شهربابك مطالب بيشتري در اختيار شما قرار خواهد گرفت

 

 سال شروع حكومت           اولين حاكم                        نام ساسله

 

 

708 قبل از ميلاد

ديااکو

مادها

550 قبل از ميلاد

کوروش

هخامنشيان

250 قبل از ميلاد

اشک

اشکانيان

224 ميلادي

اردشير بابکان

ساسانيان

1     خورشيدي

معاويه

امويان

92   خورشيدي

السفاح

عباسيان

165  خورشيدي

طاهر

طاهريان

219  خورشيدي

يعقوب ليث

صفاريان

238  خورشيدي

نصر

سامانيان

276  خورشيدي

مرداويج

آل زيار

280  خورشيدي

رکن الدوله (حسن)

آل بويه

358  خورشيدي

کاکويه

ديالمه

311  خورشيدي

سبکتکين

غزنويان

329  خورشيدي

بغراخان

آل افراسياب

345  خورشيدي

ابوعلي مأمون

آل مأمون

389  خورشيدي

طغرل

سلجوقيان

450  خورشيدي

قطب الدين محمد

خوارزمشاهيان

503  خورشيدي

محمد بن سوري

غوريان

589  خورشيدي

اوکتاي قاآن

ايلخانيان

676  خورشيدي

امير چوپان

چوپانيان

696  خورشيدي

شيخ حسن

ايلخانيان

689  خورشيدي

محمود شاه

آل اينجو

696  خورشيدي

امير مبارزالدين

مظفريان

612  خورشيدي

امير عزالدين عمر

ملکوک کرت

698  خورشيدي

خواجه عبدالرزاق

سربداران

579  خورشيدي

يراق حاجب

قراختائيان

550  خورشيدي

رکن الدين رسام

اتابکان يزد

552  خورشيدي

ابوطاهر

اتابکان لرستان

503  خورشيدي

مظفرالدين سنقر

اتابکان فارس

441  خورشيدي

عمادالدين زنگي

اتابکان شام و ديار بکر

491  خورشيدي

اتابک ايلدگز

اتابکان آذربايجان و عراق

764  خورشيدي

امير تيمور

تيموريان

769  خورشيدي

قرامحمد

قراقويونلو

769  خورشيدي

قراعثمان

آق قويونلو

865  خورشيدي

شاه اسمعيل

صفويه

1108  خورشيدي

نادر

افشاريه

1123  خورشيدي

کريم خان

زنديه

1160 خورشيدي

آغامحمد خان

قاجاريه

1302 خورشيدي

رضا خان

پهلوي

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم دی 1384ساعت   توسط m_ali  |